اگر هنگام تولید محتوا فقط یک کلمه کلیدی اصلی را بارها و بارها در متن تکرار کنید، لزوماً محتوای شما برای موتورهای جستجو کاملتر یا برای کاربر مفیدتر نمیشود. یک محتوای خوب باید بتواند موضوع را از زوایای مختلف توضیح دهد و از واژهها و مفاهیمی استفاده کند که به درک بهتر آن موضوع کمک میکنند.
اینجاست که مفهوم کلمات کلیدی LSI مطرح میشود.
LSI مخفف عبارت Latent Semantic Indexing به معنای «نمایهسازی معنایی نهفته» است. با این حال، نکته مهم این است که اصطلاح LSI در دنیای سئو معمولاً برای اشاره به عبارات و کلمات مرتبط معنایی با کلمه کلیدی اصلی استفاده میشود و نباید تصور کرد که گوگل یک فهرست مشخص از کلمات LSI را در اختیار دارد یا وجود این کلمات بهتنهایی یک فاکتور رتبهبندی است. منابع تخصصی سئو و حتی اظهارات منتشرشده از گوگل نیز استفاده از مفهوم LSI به این شکل را تأیید نمیکنند.
بنابراین بهتر است وقتی از «کلمات کلیدی LSI» صحبت میکنیم، منظورمان کلمات مرتبط، عبارات همموضوع و مفاهیمی باشد که به موتور جستجو و کاربر کمک میکنند موضوع صفحه را بهتر درک کنند.

یک مثال ساده برای درک LSI
فرض کنید موضوع یک مقاله درباره «کفش کوهنوردی» است. اگر متن فقط عبارت «کفش کوهنوردی» را بارها تکرار کند، اطلاعات چندانی درباره موضوع ارائه نمیدهد.
اما در یک محتوای کاملتر ممکن است درباره مواردی مانند «کفش مناسب مسیرهای سنگلاخی»، «زیره ضدلغزش»، «ضدآب بودن»، «پشتیبانی از مچ پا»، «وزن کفش»، «جنس رویه» و «انتخاب سایز مناسب» صحبت شود.
این عبارات لزوماً مترادف «کفش کوهنوردی» نیستند؛ اما از نظر موضوعی با آن ارتباط دارند و به کاملتر شدن بحث کمک میکنند.
آیا کلمات کلیدی LSI واقعاً برای گوگل مهم هستند؟
اینجا باید بین اصطلاح رایج در سئو و نحوه واقعی عملکرد موتور جستجو تفاوت قائل شویم.
گوگل اعلام نکرده است که الگوریتم آن برای رتبهبندی صفحات از «LSI Keywords» بهعنوان یک فاکتور مشخص استفاده میکند. حتی گوگل تأکید میکند که سیستمهای تطبیق زبان آن میتوانند ارتباط یک صفحه با جستجوهای مختلف را درک کنند، بدون اینکه لازم باشد تمام شکلهای یک عبارت دقیقاً در صفحه تکرار شده باشند.
در نتیجه، هدف شما نباید این باشد که مثلاً برای هر مقاله ۱۰ یا ۲۰ کلمه LSI پیدا کنید و همه آنها را به اجبار در متن قرار دهید.
هدف اصلی باید این باشد:
موضوع را به اندازهای کامل و طبیعی توضیح دهید که کاربر برای فهم آن نیازی به جستجوی مجدد نداشته باشد.
این رویکرد با توصیه گوگل درباره تولید محتوای مفید، قابل اعتماد و مردممحور نیز هماهنگ است.
پیشنهاد مطالعه : چرا استفاده از کپچا (CAPTCHA) در طراحی سایت حیاتی است؟
تفاوت کلمه کلیدی اصلی، کلمه کلیدی فرعی و LSI چیست؟
این سه مفهوم گاهی به جای یکدیگر استفاده میشوند، در حالی که کاربرد متفاوتی دارند.
کلمه کلیدی اصلی عبارتی است که موضوع و هدف اصلی صفحه را مشخص میکند. برای مثال، در مقالهای درباره انتخاب کفش کوهنوردی، «کفش کوهنوردی» میتواند کلمه کلیدی اصلی باشد.
کلمات کلیدی فرعی عباراتی هستند که ممکن است خودشان نیز جستجو شوند و بخواهید صفحه برای آنها نیز مرتبط باشد؛ مثلاً «خرید کفش کوهنوردی» یا «کفش کوهنوردی مردانه».
اما کلمات مرتبط معنایی بیشتر برای پوشش دادن مفاهیم اطراف موضوع استفاده میشوند. عباراتی مانند «زیره ضدلغزش»، «حفظ تعادل در مسیر»، «محافظت از مچ پا» و «مسیر سنگلاخی» نمونههایی از این گروه هستند.
البته مرز میان این دستهها همیشه کاملاً مشخص نیست و یک عبارت میتواند بسته به هدف صفحه، در دسته متفاوتی قرار بگیرد.
چرا استفاده طبیعی از کلمات مرتبط معنایی اهمیت دارد؟
۱. موضوع محتوا را کاملتر میکند
تصور کنید کاربری درباره «نگهداری از گیاه آپارتمانی» جستجو کرده است. اگر مقاله فقط درباره «گیاه آپارتمانی» صحبت کند، احتمالاً اطلاعات چندانی در اختیار او قرار نمیدهد.
اما اگر مقاله درباره نور مناسب، آبیاری، زهکشی، نوع خاک، کوددهی، تعویض گلدان و نشانههای آبیاری بیش از حد نیز توضیح دهد، کاربر پاسخ کاملتری دریافت میکند.
این همان چیزی است که در یک محتوای موضوعمحور اهمیت دارد: پوشش مفاهیم مرتبط، نه تکرار مصنوعی یک عبارت.
۲. از تکرار غیرطبیعی کلمه کلیدی جلوگیری میکند
یکی از اشتباهات رایج این است که نویسنده تصور میکند هرچه کلمه کلیدی اصلی را بیشتر تکرار کند، نتیجه بهتری میگیرد.
در حالی که تکرار بیش از حد کلمات و عبارات میتواند به «Keyword Stuffing» منجر شود. گوگل نیز استفاده افراطی و غیرطبیعی از کلمات کلیدی را در دسته رفتارهای اسپم قرار میدهد.
استفاده از واژگان متنوع و پرداختن به مفاهیم مرتبط باعث میشود متن طبیعیتر و خواناتر باشد.
۳. به پوشش بهتر هدف جستجو کمک میکند
کاربری که عبارت «چطور برای سفر کمپینگ آماده شویم؟» را جستجو میکند، احتمالاً فقط به دنبال تکرار عبارت «سفر کمپینگ» نیست.
او ممکن است درباره تجهیزات، لباس مناسب، مواد غذایی، محل کمپ، وضعیت آبوهوا، ایمنی و برنامهریزی مسیر نیز سؤال داشته باشد.
بنابراین اگر این موضوعات واقعاً بخشی از نیاز کاربر هستند، پرداختن به آنها ارزش بیشتری از اضافه کردن تعداد زیادی عبارت مرتبط بدون توضیح دارد.
پیشنهاد مطالعه : Content Chunking چیست؟
چطور کلمات کلیدی LSI را پیدا کنیم؟
به جای اینکه به دنبال یک «لیست جادویی LSI» باشید، بهتر است از منابع مختلف برای پیدا کردن مفاهیم مرتبط با موضوع استفاده کنید.
جستجوی خود گوگل
یکی از سادهترین روشها، جستجوی کلمه کلیدی اصلی در گوگل است.
عبارت موردنظر را جستجو کنید و به موارد زیر توجه داشته باشید:
- پیشنهادهای تکمیل خودکار گوگل
- جستجوهای مرتبط
- سؤالات کاربران در بخشهای پرسش و پاسخ
- موضوعاتی که صفحات نتایج درباره آنها صحبت کردهاند
این موارد میتوانند ایدههای خوبی برای توسعه محتوای شما ایجاد کنند. ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی نیز میتوانند برای پیدا کردن عبارات و موضوعات مرتبط استفاده شوند.
بررسی صفحات رقیب
چند صفحهای را که برای موضوع موردنظر شما محتوای مناسبی دارند بررسی کنید.
هدف از این کار کپی کردن مطالب آنها نیست؛ بلکه باید ببینید چه زیرموضوعاتی در بیشتر صفحات معتبر تکرار شدهاند و آیا موضوع مهمی وجود دارد که شما بتوانید کاملتر یا کاربردیتر توضیح دهید.
برای مثال، اگر موضوع شما «ماهیگیری در آب شیرین» است و چند راهنمای معتبر درباره نوع طعمه، زمان مناسب، تجهیزات، محل ماهیگیری و شرایط آب صحبت کردهاند، این موضوعات میتوانند بخشی از نقشه محتوایی مقاله شما باشند.
استفاده از ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی
ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی میتوانند عبارتهای مرتبط، سؤالات کاربران و موضوعات نزدیک به کلمه کلیدی اصلی را نشان دهند.
اما خروجی ابزار را نباید بدون بررسی وارد مقاله کنید. هر عبارتی که ابزار پیشنهاد میدهد الزاماً برای صفحه شما مناسب نیست.
ارتباط با موضوع و نیاز کاربر باید معیار اصلی انتخاب باشد.
چطور از کلمات کلیدی LSI در محتوا استفاده کنیم؟
پیدا کردن عبارات مرتبط فقط نیمی از کار است. بخش مهمتر، نحوه استفاده از آنهاست.
در بخشهای مختلف مقاله از مفاهیم مرتبط استفاده کنید
کلمات مرتبط را فقط در بدنه متن قرار ندهید. اگر یک مفهوم واقعاً موضوع مهمی در مقاله است، میتواند در عنوان یک بخش، پاراگراف مربوط به همان موضوع، جدول یا مثال نیز استفاده شود.
برای مثال در مقالهای درباره «آماده شدن برای سفر زمستانی» میتوان بخشهایی مانند «انتخاب لباس مناسب»، «تجهیزات ضروری خودرو»، «بررسی وضعیت آبوهوا» و «تجهیزات ایمنی» داشت.
در این حالت واژههای مرتبط بهصورت طبیعی وارد ساختار محتوا میشوند.
کلمات مرتبط را با هدف مشخص به کار ببرید
فرض کنید در مقالهای درباره «آموزش عکاسی با موبایل» عباراتی مانند «نور»، «ترکیببندی»، «فوکوس»، «اکسپوژر» و «ویرایش عکس» را شناسایی کردهاید.
قرار نیست همه این کلمات را در یک پاراگراف کنار هم قرار دهید.
هر عبارت باید زمانی استفاده شود که واقعاً چیزی برای توضیح دادن درباره آن وجود داشته باشد. مثلاً هنگام آموزش عکاسی از یک منظره میتوان درباره نور و ترکیببندی صحبت کرد و در بخش دیگری سراغ فوکوس رفت.
این کار هم برای کاربر مفیدتر است و هم متن را طبیعی نگه میدارد.
آیا باید برای کلمات LSI چگالی مشخصی تعیین کنیم؟
خیر.
یکی از اشتباهات رایج در استفاده از مفهوم LSI این است که برای هر عبارت مرتبط، درصد یا تعداد مشخصی تعیین کنیم و سپس تلاش کنیم همان تعداد را در متن قرار دهیم.
هیچ عدد جادویی برای تعداد کلمات LSI وجود ندارد.
اگر یک مفهوم در مقاله ضروری است، آن را به اندازهای که برای توضیح موضوع لازم است بیان کنید. اگر عبارتی هیچ ارزش اطلاعاتی برای کاربر ندارد، صرفاً به دلیل اینکه یک ابزار آن را بهعنوان کلمه مرتبط پیشنهاد کرده است، نباید وارد متن شود.
گوگل نیز بر خوانایی، سازماندهی مناسب، مفید بودن و تولید محتوا برای کاربران تأکید دارد و استفاده افراطی از کلمات کلیدی را توصیه نمیکند.
پیشنهاد مطالعه : سابدامین یا سابدایرکتوری؛ کدام یک برای سئو بهتر است؟
یک مثال عملی برای استفاده از کلمات کلیدی مرتبط
فرض کنیم میخواهیم مقالهای با موضوع «چگونه یک چمدان مناسب برای سفر انتخاب کنیم؟» بنویسیم.
کلمه کلیدی اصلی میتواند «چمدان مسافرتی» باشد.
در مرحله تحقیق ممکن است به مفاهیمی مانند موارد زیر برسیم:
- وزن چمدان
- اندازه چمدان
- چرخهای چمدان
- جنس بدنه
- چمدان سخت و نرم
- قفل TSA
- ظرفیت چمدان
- دسته تلسکوپی
- سفر هوایی
- میزان بار مجاز
قرار نیست همه این عبارات را در هر پاراگراف تکرار کنیم.
میتوانیم مقاله را به شکل منطقی تقسیم کنیم: ابتدا انواع چمدان را توضیح دهیم، سپس درباره اندازه و ظرفیت صحبت کنیم، بعد سراغ جنس بدنه و چرخها برویم و در نهایت نکات مربوط به سفر هوایی و محدودیت بار را بررسی کنیم.
در این ساختار، عبارات مرتبط نتیجه طبیعی توضیح موضوع هستند، نه کلماتی که صرفاً برای موتور جستجو به متن اضافه شدهاند.
آیا کلمات LSI را در عنوان و تگهای H2 قرار دهیم؟
اگر یک عبارت مرتبط بتواند عنوان بخش را دقیقتر و برای کاربر مفیدتر کند، استفاده از آن کاملاً منطقی است.
مثلاً به جای اینکه چندین H2 مشابه با کلمه کلیدی اصلی ایجاد کنیم، در مقاله «چگونه چمدان مناسب انتخاب کنیم؟» میتوان از بخشهایی مانند:
اندازه مناسب چمدان برای سفر چندروزه
یا
تفاوت چمدان سخت و نرم چیست؟
استفاده کرد.
این کار ساختار مقاله را بهتر میکند و به کاربر اجازه میدهد سریعتر بخش موردنظر خود را پیدا کند.
اما نباید H2ها را صرفاً با هدف قرار دادن کلمات کلیدی مرتبط تولید کرد. هر عنوان باید نماینده یک بخش واقعی و مفید از محتوا باشد.
استفاده از LSI در متا دیسکریپشن و Alt تصاویر
متا دیسکریپشن باید خلاصهای طبیعی و جذاب از محتوای صفحه باشد، نه محلی برای جمع کردن کلمات کلیدی.
همین موضوع درباره متن جایگزین تصاویر نیز صدق میکند. اگر تصویری از یک چمدان مسافرتی دارید، Alt باید تصویر را به شکل واقعی توصیف کند؛ نه اینکه چندین عبارت مرتبط را پشت سر هم قرار دهد.
در واقع، استفاده از کلمات مرتبط نباید باعث شود بخشهای مختلف صفحه از هدف اصلی خود خارج شوند.
اشتباهات رایج در استفاده از کلمات کلیدی LSI
تصور اینکه LSI یک فاکتور مستقیم رتبهبندی است
این یکی از مهمترین سوءبرداشتهاست. «LSI Keywords» بیشتر یک اصطلاح رایج در صنعت سئو برای اشاره به کلمات مرتبط است و نباید آن را یک فاکتور مستقل رتبهبندی گوگل در نظر گرفت.
استفاده اجباری از تمام کلمات پیشنهادی
اگر یک ابزار ۳۰ عبارت مرتبط پیشنهاد کرد، لازم نیست هر ۳۰ مورد را در مقاله قرار دهید. فقط عباراتی را انتخاب کنید که واقعاً به موضوع و نیاز کاربر مربوط هستند.
تکرار کلمات در تمام بخشهای مقاله
اگر یک عبارت در یک بخش بهطور کامل توضیح داده شده است، تکرار مداوم آن در سایر بخشها ارزش جدیدی ایجاد نمیکند.
تمرکز روی کلمه به جای مفهوم
اینکه مقاله شما شامل عبارت «دوربین عکاسی» باشد، به تنهایی نشان نمیدهد که موضوع را بهخوبی پوشش دادهاید. ممکن است کاربر به دنبال مقایسه سنسور، فاصله کانونی، دیافراگم، لرزشگیر و نوع لنز باشد.
موضوع را پوشش دهید، نه اینکه فقط فهرستی از کلمات را پوشش دهید.
چکلیست استفاده درست از کلمات کلیدی LSI
قبل از انتشار مقاله میتوانید این موارد را بررسی کنید:
- آیا کلمه کلیدی اصلی بهوضوح موضوع صفحه را مشخص میکند؟
- آیا موضوع از زوایای مهم و موردنیاز کاربر پوشش داده شده است؟
- آیا از عبارات مرتبط به شکل طبیعی استفاده کردهاید؟
- آیا هر کلمه مرتبط واقعاً در همان بخش کاربرد دارد؟
- آیا از تکرار بیش از حد یک عبارت جلوگیری کردهاید؟
- آیا عنوانها و زیرعنوانها برای کاربر قابل فهم هستند؟
- آیا مقاله پاسخ پرسشهای اصلی مخاطب را میدهد؟
- آیا برای اضافه کردن یک کلمه کلیدی، جملهای مصنوعی ایجاد نکردهاید؟
- آیا بعد از خواندن مقاله، کاربر احساس میکند پاسخ سؤال خود را گرفته است؟
اگر پاسخ این سؤالات مثبت باشد، احتمالاً به جای «بهینهسازی مصنوعی برای LSI»، در حال تولید یک محتوای موضوعمحور و مفید هستید.
جمعبندی؛ LSI را فراموش کنیم یا از آن استفاده کنیم؟
نه لازم است مفهوم کلمات کلیدی LSI را کاملاً کنار بگذارید و نه باید آن را یک تکنیک جادویی برای افزایش رتبه بدانید.
بهترین روش این است که LSI را بهعنوان یک چارچوب ذهنی برای پیدا کردن موضوعات و عبارات مرتبط در نظر بگیرید. ابتدا هدف جستجو را مشخص کنید، سپس ببینید کاربر برای دریافت یک پاسخ کامل به چه اطلاعاتی نیاز دارد و در نهایت آن مفاهیم را به شکل طبیعی در محتوا قرار دهید.
به بیان ساده، به جای اینکه از خودتان بپرسید:
«چه کلمات LSI را در این مقاله قرار بدهم؟»
بهتر است بپرسید:
«چه مفاهیمی را باید درباره این موضوع توضیح بدهم تا کاربر پاسخ کاملی دریافت کند؟»
این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد. گوگل نیز تأکید میکند که محتوای مفید، قابل اعتماد، خوانا و مردممحور باید در اولویت باشد و نباید تولید محتوا صرفاً با هدف دستکاری رتبههای جستجو انجام شود.
در نتیجه، کلمات مرتبط معنایی ابزار کمکی برای ساختن محتوای بهتر هستند، نه هدف نهایی سئو. اگر محتوا موضوع را درست پوشش دهد، نیاز کاربر را پاسخ دهد و زبان طبیعی داشته باشد، استفاده از عبارات مرتبط نیز به شکل منطقی در ساختار آن اتفاق خواهد افتاد.
مجموعه دیجیتال مارکتینگ پرشیا وب